موضوع از یک جلسه ی کاری بین کوئرا و تیم استخدام فنی دیجی کالا شروع شد. دیجی کالا که قبل از این سابقه ی همکاری با کوئِرا را در برگزاری مسابقه برنامه نویسی کدکاپ ۴ داشت، این بار به دنبال راهکاری برای جذب سریع تعدادی نیروی بااستعداد برنامه نویس بود. مهارت حل مساله ی بالا و همچنین توانایی طراحی و پیاده سازی راه حل از طریق برنامه نویسی، مهم ترین مهارت هایی بودند که دیجی کالا برای جذب برنامه نویس ها در نظر داشت. کوئرا برای مرتفع کردن این نیاز، استفاده از سامانه مهارت سنجی فنی را به تیم استخدام فنی دیجی کالا پیشنهاد کرد.بلافاصله بعد از رسیدن به تصمیم نهایی، روند برنامه‌ریزی و طراحی آزمون شروع شد. تیم‌ فنی دیجی کالا به کمک کوئرا، طراحی سوالات آزمون را آغاز کرد. در طراحی این سوالات دقت تمام صورت گرفت که سوالات آزمون با مهارت‌های مورد نیاز دیجی‌کالا متناسب باشد. در نهایت ۸ سوال برنامه‌نویسی طرح شد که تمرکز بیشتر آن‌ها بر سنجش مهارت حل مسئله و پیاده‌سازی شرکت کنندگان بود.در مرحله بعد نوبت به اطلاع رسانی آزمون رسید. با توجه به اینکه دیجی کالا جامعه‌ی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان را برای جذب در نظر داشت، کوئرا دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ۷ دانشگاه برتر تهران را با ارسال ایمیل اطلاع‌رسانی، به شرکت در این آزمون دعوت کرد. در طول یک هفته و فقط با اطلاع‌رسانی ایمیلی، ۱۲۸۹ نفر در آزمون ثبت‌نام کردند.شرکت‌کنندگان در این آزمون ۴۱۱۷ بار کد پاسخ سوالات را در کوئرا ارسال کردند و سیستم داوری خودکار کوئرا چند لحظه پس از هر ارسال، نتیجه‌ی تصحیح کد و امتیاز دریافتی را محاسبه و به شرکت‌کنندگان نمایش داد. با اعلام امتیاز دریافتی از هر سوال، شرکت‌کنندگانی که نمره کامل سوال را کسب نکرده بودند، این فرصت را داشتند تا اقدام به تصحیح و ارسال مجدد کد پاسخ خود کنند. نکته‌ی حائز اهمیت این بود که تصحیح ۴۱۱۷ کد ارسال به صورت دستی امکان‌پذیر نبود.پس از پایان مهلت یک هفته‌ای شرکت در آزمون، نتیجه‌ی عملکرد شرکت‌کنندگان در آزمون مشخص شد. از بین شرکت‌کنندگان، ۲۴ نفر نمره کامل کسب کردند و با توجه به امتیازهای کسب شده، سایر شرکت‌کنندگان نیز رتبه‌بندی شدند. بر اساس همین رتبه‌بندی، کوئرا رزومه و اطلاعات آزمون ۱۰۰ نفر برتر آزمون را برای دیجی کالا ارسال کرد.از بین ۱۰۰ نفر نهایی ۳۰ نفر برای شرکت در دورهمی دیجی کالا به این شرکت دعوت شدند. هدف از این دورهمی سنجش مهارت‌های نرم و ارتباطی شرکت‌کنندگان بود که راه‌حلی غیر از ارتباط حضوری برای آن وجود نداشت. در این دورهمی، تیم فنی و تیم استخدام فنی دیجی کالا در رابطه با موضوعات مختلف از قبیل زیرسیستم‌های فنی و فرهنگ سازمانی دیجی‌کالا مطالبی را با کارجویان در میان گذاشتند. نهایتاً پس از این دورهمی، ۱۰ نفر برای استخدام در دیجی کالا برگزیده شدنداین مطلب برای منی که در مسیر راه اندازی استارتاپ بعدیم هستم، بسیار هشدار دهنده و به موقع بود و از طرفی، بخاطر عمر کم ایستم کارآفرینی ایران، چنین مطالبی به زبان فارسی کمیاب هست؛ این شد که تصمیم به ترجمه این مطلب و انتشارش در ویرگول گرفتم.چیزی که اینجا می‌خونید برداشت و ترجمه (اما نه لغت به لغت و البته با حدی از تغییرات) من از این مقاله هست.خلاصه مقاله: وقتی می‌خوایید کل مسیر (کارآفرینی) رو دوباره طی کنید؛ جَو گیر نشید و حواستون به تله‌های سر راهتون باشه!هیچ شکی توی این نیست که تمرین کردن، باعث بهتر شدن می‌شه؛ اما آیا وقتی در مورد کارآفرینی صحبت می‌کنیم، باز هم این اصل صدق می‌کنه؟جواب این سوال خیلی واضح نیست. مطالعات اخیر نشون داده که کارآفرین‌ها معمولاً توی استارتاپ دومشون، عملکرد ضعیف‌تری نسبت به استارتاپ اولشون دارن! تحقیقی که توی سال 2013 انجام شده، نشون داده که "کارآفرین‌ها، فارغ از تجاربی که بدست آوردن، توی استارتاپ‌های بعدیشون (دوم، سوم، چهارم و .) به اون اندازه که توی استارتاپ اولشون خوب عمل کردن، عمل نمی‌کنن. دلیل این افت کیفیت رو می‌شه شرایطی دونست که مانع از تجربه کردن و یادگیری صحیح در مسیر راه اندازی کسب‌وکار بعدی می‌شه".

 

گوگل، آمازون، فیس‌بوک، اپل، اسنپ‌چت، ایربی‌اندبی، پینترست، دراپ‌باکس، بازفید و . همشون اولین تجربه بنیانگذارانشون بودن.

 

علی‌رغم اینکه با این مثال‌ها می‌شه اثبات کرد که بدون تجربه قبلی هم موفقیت‌های چشم‌گیر دست‌یافتنی هست، اما سرمایه‌گذارها همیشه دنبال کارآفرین‌هایی هستن که تجربه‌های موفق قبلی داشته باشن. البته که می‌شه مثال‌های بی‌شماری هم برای اثبات اهمیت تجربه قبلی در مسیر کارآفرینی پیدا کرد.

 

نهایتاً با اینکه راه‌اندازی استارتاپ دوم، احتمالاً از نظر کارآفرین‌ها کار راحت‌تری به نظر می‌رسه، اما باید به چند نکته توجه کرد:

 

مزیت‌های کارآفرین‌های سریالی یا «استارتاپ-دومی»

مزیت‌هایی که کارآفرین‌ها برای راه‌‌اندازی استارتاپ دوم (یا سوم و .) دارن، کم نیستن؛ نتورک و دایره ارتباطات بزرگتر که بهتون کمک می‌کنه راحت‌تر سرمایه جذب کنید یا تیم بسازید، تجربه توی ریزه‌کاری‌های کسب‌وکار و امور حقوقی و مالی و . یا حتی اینکه در صورت لزوم، راحت‌تر می‌تونید آدم‌های بدرد نخور رو از تیم اخراج کنید؛ این‌ها دقیقاً همون کارهایی هستن که پوست کارآفرین‌های تازه کار رو می‌کَّنن و حسابی ازشون انرژی می‌گیرن، اما برای شما به نسبت آسون شدن.ولی استارتاپ اولی بودن، مزایایی هم داره:مزیت‌های «استارتاپ-اولی» بوددفعه اول، چیزی برای از دست دادن نداریناحتمالاً وقتی مشغول راه‌اندازی استارتاپ اولتون هستید، حس می‌کنید چیزی برای از دست دادن ندارید؛ جوون هستید، خونواده و دوستاتون به چشم یه آدم جوگیر (یا احمق) بهتون نگاه می‌کنن و انتظار زیادی ازتون ندارن، خیلی شرایط مالی خوبی ندارید و اصطلاحاً هنوز آینده برای شما شروع نشده.اما بعد از بدست آوردن کمی موفقیت، نظرات اطرافیان (و حتی خودتون) در مورد شما تغییر می‌کنه؛ حس می‌کنن که شما احتمالا باز هم موفق خواهید شد. علی‌رغم اینکه این بار هم کلی ابهام پیش روی شما هست، همه می‌خوان ازتون حمایت کنن. به همین دلیل، خودتون هم احتمالاً قسمت زیادی از سرمایه شخصیتون رو توی استارتاپ جدیدتون سرمایه‌گذاری می‌کنید، چون فکر می‌کنید قراره توی این یکی هم موفق بشم.این موضوع باعث می‌شه که در عمل، بخاطر ترس از دست دادن سرمایه‌ای که با سختی جور کردید، یا خراب کردن ذهنیت مثبت دیگران نسبت به خودتون، یا حتی ایده‌آل گرایی (Perfectionism) که بواسطه موفقیت قبلی توی شما ایجاد شده، ریسک‌پذیریتون کمتر بشه. ریسک‌پذیری‌ای که برای موفقیت یه استارتاپ حیاتی هست.دفعه دوم ترس از دست دادن، بیشتر از شوق بدست آوردن می‌شهکارآفرین‌هایی که توی استارتاپ اولشون به موفقیت نسبی دست پیدا کردن، اعتماد بیشتری به خودشون دارن. شما از استارتاپ اولتون کمی پول بدست آوردید و الآن شوق این رو دارید که این دفعه، پول بیشتری بدست بیارید.اما بخاطر تجربیاتتون، این رو هم فهمیدید که یه استارتاپ چقدر می‌تونه راحت شکست بخوره. واسه همین ممکنه در هر تصمیمی شک کنید و توی انتخاب‌هاتون مصمم نباشید. وقتی قراره توی موقعیت مشابهی با تجربه اولتون، تصمیم مشابهی بگیرید، از خودتون بپرسید "اگر دفعه قبل شانس آورده بودم چی؟ اگر موفقیتم، بخاطر تصمیم خودم نبوده باشه چی؟!".لپ تاپ کمک نیز در این زیثمنه است.

 

توی روانشناسی به این می‌گن «فرار از از دست دادن». در واقع شرایطی هست که شما بیشتر از اینکه نسبت به بدست آوردن چیزهای جدید شوق و انگیزه داشته باشید، از از دست دادن چیزی که الان دارید می‌ترسید.

 

این موضوع سرعت و جسارت تصمیم‌گیری‌های سخت رو توی شما کم می‌کنه.

 

دفعه دوم، احتمالا تمرکز کمتری داریداین دوره‌ها توی نحوه ارائه (بصورت وبینار و زنده، یا از پیش ضبط شده)، مدت دوره، هزینه و طبیعتاً شرایط ثبت‌نام - و گرفتن بورس تحصیلی که ما اینجا باهاش کار داریم - متفاوت هستن.

 

من توی سه مدل آخر (مدارک رسمی دانشگاهی) تجربه‌ای ندارم، بنابرین توی این ویرگول، روی دو مورد اول یعنی Course و Specialization تمرکز می‌کنم.

 

    کورس‌ها معمولاً دوره‌های کوتاه مدتی هستن که یکی دو ماه طول می‌کشن و توشون علاوه بر محتوای ویدئویی، متن، فایل صوتی، معرفی منبع و حتی انواع امتحان‌های آنلاین هست، حتی امتحان‌های عملی!

    تخصص‌ها (Specializations) مجموعه‌ای از چند تا کورس هستن که دانش عمیق‌تری درباره موضوع مورد نظر به شما میدن و مدتشون هم معمولاً بین 3 ماه تا 6 ماه هست.

 

البته دقت داشته باشید که در هر دو مدل، محتوا از پیش تهیه شده و شما کلاس آنلاین (زنده/وبینار) نخواهید داشت، بنابرین می‌تونید خیلی سریعتر از زمانبندی دوره پیش برید. مثلاً هر یکماه رو می‌شه توی یک هفته تموم کرد (با سرعت منطقی و تمرکز روی یاد گرفتن، نه صرفاً تموم کردن دوره)

 

خب، بعد از اینکه وارد پلتفرم شدید و خیلی عادی ثبت‌نام کردید، می‌تونید از جستجوی سایت یا با استفاده از دکمه Explore کنار لوگوی کورسرا، دوره مورد نظرتون رو پیدا کنید.

 

بعد از اینکه وارد صفحه اختصاصی دوره شدید، برای شرکت در دوره، 3 تا انتخاب دارید:

 

    دوره رو Audit کنید: در این حالت، شما به همه محتوای دوره دسترسی خواهید داشت و حتی می‌تونید امتحان هم بدید، اما خب مدرکی در کار نیست. اگر صرفاً هدفتون یاد گرفتن باشه، این انتخاب خوبیه که خیلی سریع یادگرفتن رو شروع کنید.

    برای این کار روی دکمه Enroll کلیک کنید و بعد گزینه Full Course, No Certificate رو انتخاب کنید.

    پولش رو بدید: اگر مشکلی با پرداخت بین‌المللی و البته هزینه دوره‌ها ندارید (حدوداً بین 25 تا 70 دلار در ماه) می‌تونید دکمه Enroll رو کلیک کنید و گزینه اول، یعنی Purchase Course رو انتخاب کنید.

 

خیلی از کارآفرین‌هایی که تجربه نسبتاً موفقی توی استارتاپ اولشون داشتن، زمان زیادی رو صرف انتقال تجربه به کارآفرین‌های جوون‌تر و کمک کردن به اون‌ها می‌کنن؛ دورتون پر می‌شه از کسایی که مشتاقانه منتظرن تا تجربیات ارزشمند شما رو بشنون، باهاتون عکس یادگاری بگیرن و. . اما این مسائل، با اصل کلیدی «تمرکز روی کار» در تضاد هست.

 

همینطور ممکنه از قِبَل پولی که از استارتاپ اولتون درآورده باشید، برای خودتون مسئولیت‌های جدید ایجاد کرده باشید. مثلاً ازدواج یا مهاجرت کرده باشید. طبیعتاً توی چنین شرایطی، اینکه بتونید مثل چند سال پیش، فارغ از دنیا، روی استارتاپتون تمرکز کنید و بهره‌وری رو بالا ببرید، سخت‌تر یا حتی شاید غیر ممکن می‌شه.

 

دفعه دوم، چارچوب‌های ذهنی (تعصب - Bias) بیشتری دارید مالی

 

یکی از اساسی‌ترین تغییراتی که نشانه‌های آن را در هر نقطه و سطحی از اجتماع می‌توان دید، کاهش ارزش پول ملی و تورم است.

 

در سال 1393، شتابدهنده‌ها، مبلغی در حدود 25 میلیون تومان تحت عنوان سرمایه پیش‌بذری (pre-seed) به هر تیم کارآفرین پرداخت می‌کردند. اگر خوشبینانه میانگین مبلغ پرداختی شتابدهنده‌ها به استارتاپ‌ها در سال جاری را 50 میلیون تومان در نظر بگیریم، می‌توان گفت 5 سال پیش شتابدهنده‌ها حدود 8000 دلار و امسال کمتر از 3500 دلار به تیم‌های خود پرداخت می‌کنند.

 

این در صورتی است استارتاپ‌ها نیز به عنوان بخشی از چرخه اقتصادی جامعه، با افزایش چشم‌گیر هزینه‌ها روبرو هستند: افزایش چند برابری دستمزد نیروی انسانی، افزایش هزینه خدمات زیرساختی خصوصاً خدماتی که از خارج از کشور تهیه می‌شوند، افزایش رقابت و به طبع نیاز به تبلیغات بیشتر و .

 

هرچند در این متن سعی بر بررسی شتابدهنده‌هاست، اما بیان این نکته لازم است که این موضوع، می‌تواند به عنوان یک فرصت نیز برشمرده شود: در سال 93، مبلغ میانگین جذب سرمایه بذری (Seed - بعد از خروج از شتابدهنده) عددی در حدود 600 میلیون تومان و به نرخ آن روز معادل 200 هزار دلار بوده است. امروز 200 هزار دلار معادل 3 میلیارد تومان است؛ مبلغی که برای سرمایه بذری، بیشتر از "قابل قبول" است!

 

فکت: علیرغم رشد چشم‌گیر هزینه‌ها، رشد نرخ دلار (یا افت ارزش پول ملی) همچنان بیشتر بوده است.

 

بدیهی است که این موضوع می‌تواند به عنوان انگیزه‌ای برای جذب سرمایه از خارج از کشور شمرده شود. البته که این امر نیز نیازمند فراهم آوردن مقدماتی است که در ادامه به بعضی از آنها خواهم پرداخت.

آموزش

 

پنج سال پیش، منابع چندانی برای فراگیری اصول و پایه‌های راه اندازی یک کسب‌وکار، به شیوه‌ای که یک استارتاپ به آن نیاز دارد، وجود نداشت، بنابرین این وظیفه بر عهده شتابدهنده‌ها بود با برگزاری کارگاه‌های مقدماتی، کارآفرینان بالقوه را آموزش دهند و پس از آن غربال کنند. به عنوان شاهدی بر این موضوع، می‌توان به نظام "پیش‌شتابدهی - شتابدهی" اشاره نمود که هم اکنون نیز توسط اکثر شتابدهنده‌ها به کار گرفته می‌شود.

 

اما امروز، با وجود تعداد بی‌شماری از منابع مکتوب، چندرسانه‌ای و حتی رویداد‌ها، انتظار می‌رود کارآفرینان مشتاق، پیش از ورود به شتابدهنده، نسبت به مفاهیم ابتدایی مانند "بوم کسب‌وکار" و "پرسونا" آشنایی داشته باشند. شتابدهنده‌ها نباید محل کشف کارآفرینان بالقوه باشند، بلکه باید به کارآفرینانی که پیش از آن جدیّت و انگیزه خود را اثبات کرده‌اند، برای پیشرفت کمک کنند.

 

شتابدهنده‌ها می‌توانند در مدت محدود دوره شتابدهی خود که عموماً 6 ماهه است، بجای آموزش مفاهیم اولیه، تمرکز بیشتری بر مسائل حیاتی‌تر همچون مسائل حقوقی (که به آن خواهم پرداخت)، کسب تجربه از شبکه منتورها و مهارت‌های نرم کارآفرینان داشته باشند.

 

به عنوان مثال می‌توان یکی از ضعف‌های ایستم کارآفرینی ایران را انزوا و عدم ارتباط با خارج از کشور دانست. این سر به لاک فرو بردن، موجب شده است تا استارتاپ‌های ایرانی از منابع مالی، بازارها و تجربیات خارجی محروم بمانند. موضوعی که شاید بتوان دلایل اصلی آن را عدم آشنایی کارآفرینان با فرصت‌های موجود در آن‌سوی آب‌ها و عدم توانایی در برقراری ارتباط صحیح و موثر با بازیگران ایستم‌های خارجی دانست.

 

آیا شتابدهنده‌ها در حال حاضر برای پوشش این ضعف، فعالیت مشخصی تعریف کرده‌اند؟

حقوقی

 

پنج سال پیش، در اکثر حوزه‌های مرتبط با کسب‌وکارهای آنلاین، قانون مسکوت بود و یا به قوانین نخ‌نمای قانون تجارت استناد می‌شد و به همین دلیل، اکثر نیازمندی‌های حقوقی استارتاپ‌ها به خدمات ثبت شرکت، ارتباطات بین کارآفرینان، هیئت مدیره و مجامع رسمی و در مواردی، قراردادهای جذب سرمایه (که عموماً سرمایه‌گذار خود شتابدهنده بود) محدود می‌شد.

 

اما امروز در بسیاری از حوزه‌ها مانند بهداشت و سلامت و فین‌تک، چارچوب‌ها و مجوزهایی برای فعالیت استارتاپ‌ها تعیین شده است که آگاهی از آنها برای کارآفرینانی که در این حوزه‌ها فعالیت می‌کنند حیاتی است. یکی دیگر از چالش‌های موجود، تعریف مدل کسب‌وکار و هماهنگی آن با قوانین و محدودیت‌های مالیاتی، خصوصاً در استارتاپ‌های پلتفرمی (یا چند وجهی) است.

 

همچنین با رشد گردش مالی کسب‌وکارهای آنلاین در این سال‌ها، نظارت بیشتری بر آنها اعمال می‌شود که این امر آموزش و پشتیبانی حقوقی از استارتاپ‌های تحت پوشش شتابدهنده‌ها را بیش از پیش، ضروری می‌کند.

 

راه‌اندازی یک استارتاپ یعنی شروع یک کسب‌وکار با یک عالمه ابهام و رفع این ابهامات با تست و تجربه در طول مسیر و مرور زمان.

 

توی اولین تجربه کارآفرینی، شما می‌دونید که نمی‌دونید و بخاطر همین بدون تعصب، تمام فرضیه‌ها رو تست می‌کنید و راه درست رو پیدا می‌کنید. اما وقتی تجربه قبلی توی راه‌اندازی کسب‌وکار دارید، احتمال اینکه خیلی از تصمیمات رو بر اساس دانش قبلی و تعصب به اون‌ها - که ممکنه اشتباه باشه - بگیرید به مراتب بیشتر می‌شه.

 

دفعه دوم، ایده شما به اندازه کافی پخته نمی‌شه ارمنستان کشور بسیار کوچکی هست که رانندگی از پایین تا بالای کشور، نهایتاً ۴ - ۵ ساعت زمان می بره، یعنی توی یکروز می تونید از مرز ایران (جنوب ارمنستان) به مرز گرجستان (شمال ارمنستان) برسید و دوباره برگردید، البته این در شرایطی هست که شما و ماشینتون از پس جاده های قدیمی و پر فراز و نشیب ارمنستان بر بیایید.

 

جمعیت ارمنستان فقط و فقط ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر هست که تقریباً یک پنجم جمعیت شهر تهران هست! به قول خود ارمنی‌ها، کل جمعیت ارمنستان توی یک هتل توی شانگهای چین جا می شن :)

 

از لحاظ منابع طبیعی، می شه ارمنستان رو تقریباً یک کشور فقیر حساب کرد، چرا تنها معادن این کشور، معدن سنگ هستن، و البته همین موضوع هم باعث شده که ۸۰% ساختمون های ایروان، از سنگ ساخته شده باشن.

 

ارمنی ها، اولین ملتی هستند که دین مسیحیت رو به عنوان دین رسمیشون قبول کردن و تاریخی بسیار طولانی دارن؛ پر از نکات روشن و تیره.

 

تیره ترین نقطه توی حافظه تاریخی مردم ارمنستان، ژنوساید (Genocide) یا نسل کشی ارامنه هست که حدود ۱۰۰ سال پیش توسط دولت عثمانی (ترکیه فعلی) اتفاق افتاد و نزدیک به ۱٫۵ میلیون نفر از ارمنی ها قتل عام شدن. حتی هنوز هم اگر جلوی یک ارمنی از نسل کشی صحبت کنی، ناراحتی رو خیلی راحت توی چهره اش، می شه دید. و البته همین موضوع هم باعث رابطه بد بین ارمنی ها و ترک ها (ترکیه و آذربایجان) هست.

 

ارمنستان رو مهد شراب انار، آبجو و کنیاک می دونن. بنابرین خیلی عجیب نیست که ارمنستان، جزو معدود کشوری هایی هست که نوشیدن الکل در خیابان غیرقانونی نیست.

 

بواسطه سفر قبلیم به ارمنستان که زمینی بود، فکر می کردم که آشنایی خوبی با کشور ارمنستان دارم، اما هرچقدر از سفر گذشت، بیشتر فهمیدم که ذهنیتم اشتباه بوده؛ من ارمنستان رو کشوری فقیر دیده بودم، هر چند در مقایسه با ایران، ارمنستان کشور بسیار فقیری هست، اما.

تور بازدید از ایستم کارآفرینی ارمنستان

 

روز قبل از پرواز، ایمیلی حاوی برنامه پیش بینی شده برای تور بازدید از ایستم کارآفرینی ارمنستان به دستم رسید. برنامه‌ای که خیلی کامل و فشرده بود:

 

وقتی برای اولین بار، برای اولین استارتاپتون قصد جذب سرمایه دارید، ممکنه مجبور بشید ده‌ها یا شاید صدها بار کسب‌وکارتون رو جلوی سرمایه‌گذارها و افراد مختلف ارائه بدید و هر دفعه هم جواب «نه» بشنوید. هرچند که این موضوع خیلی دردناکه اما در واقع شما ناخودآگاه ده‌ها یا صدها راه حلی رو پیدا می‌کنید که کسب‌وکارتون کار نمی‌کنه، یا به اندازه‌ای که لازمه، برای سرمایه‌گذارها جذاب نباشه. چیزی که باعث می‌شه شما نهایتاً به مدل کسب‌وکار محکم‌تری برسید.

 

اما دفعه دوم، نه تنها سرمایه‌گذارها، بلکه تیم شما و حتی مشتری‌های شما به شما اعتماد بیشتری دارند و ممکنه این اعتماد، بخاطر خوب بودن کسب‌وکار شما نباشه، بلکه بخاطر تجربیات قبلی شما باشه. خیلی خوبه که همه به ما باور داشته باشن، اما از طرفی هم می‌تونه ما رو از بازخوردهای صادقانه و سازنده‌ای که بهشون نیاز داریم، محروم کنه.

 

ممکنه فراموش کنید که صنایع مختلف با هم تفاوت دارن

 

مایکا (نویسنده نسخه اصلی این مقاله) اواخر دهه 90 میلادی یک استارتاپ تکنولوژیک راه اندازی کرد، سال 2000 وارد صنعت فناوری سلامت (med-tech) شد و سال 2011 با کمک دانشگاه MIT، وارد کسب‌وکاری در حوزه بیوتکنولوژی شد. بخاطر تجربیات قبلیش، می‌دونست که در کنار تیم‌های تحقیقاتی آکادمیک، باید یک مسئول اجرایی با تمرکز بر کسب‌وکار وجود داشته باشه تا بتونه هر چه سریعتر، نتیجه تحقیقات رو در قالب یه محصول تولید کنه و به بازار بفرسته.

 

این موضوع ممکنه در حوزه نرم‌افزارها و یا حتی سخت‌افزارها درست باشه، اما در حوزه بیوتک نه تنها اینطور نیست، بلکه ممکنه کاملاً مخالف هم باشه. توی حوزه بیوتک، برخلاف حوزه نرم‌افزار، شما با دستاوردهای کوچک یا بهبودهای نسبی که ایجاد می‌کنید، به موفقیت نمی‌رسید.

 

برای مثال اگر به دنبال راهی برای درمان سرطان هستید، الزاماً یه پیشرفت کوچیک توی نتایج تحقیقات، نمی‌تونه باعث موفقیت بشه، بلکه شما باید واقعاً به درمان سرطان برسید تا بتونید اون رو تبدیل به یک دارو کنید و از فروش اون به موفقیت و ثروت دست پیدا کنید و تا زمانی که به این نقطه نرسید، تمام دستاوردهای قبلی شما، بی‌ارزش، یا نهایتاً کم ارزش هستند. در مقابل در حوزه فناوری (مشخصاً نرم‌افزار)، یه بهبود خیلی کوچیک نسبت به راه حل‌های قبلی، می‌تونه باعث ایجاد یک مزیت رقابتی و موفقیت شما بشه.


لپ تاپ کمک استارتاپ ,ارمنستان ,خیلی ,تجربه ,می‌شه ,کالا ,دیجی کالا ,استارتاپ اولشون ,ایستم کارآفرینی ,دفعه دوم، ,استارتاپ اولتون ,ایستم کارآفرینی منبع

مشخصات

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

کافی نت آنلاین مرودشت رمزگشایی آثار و علائم باستانی دانلودپروژه ومقاله وپایان نامه رسانه نوای بندگی دارک وب [Music] Darkhasti Link line فروشگاه فایل Gapps رمزجدول صفحه ۶۶نگارش ششم آپارات شهرام همایون ماهستیم آواره سرگردونم بیچاره پریشونم هر شو پی یه دانلود آهنگ لری دانلود اهنگ مهدی صاد بنام خیال انشا درمورد درون فضا پیما که روی کره ماه فرود امد ثبت نام لیست رشته های بدون کنکور دانشگاه آزاد گوگان 98 99 ثبت نام لیست رشته های بدون کنکور دانشگاه آزاد ابهر 98 99 سهیلامشبنیابیرونهتیده دانلود آهنگ داره چشمات کار میده دستم داره چشمات کارمیده دستم اهای خانوم با شما هستم